جن و روح
Categories summary
| Category | Articles | Last published article |
اجنه
|
5 | ارتباط با جن |
ارواح
|
2 | اطلاعاتی در مورد عالم برزخ |
Here are The articles within this category.
نویسنده: sohrab تاریخ: ۱۸-فروردین-۱۳۹۱ ۰۸:۲۰ (25 )
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی با تشریح تعریف قرآن از جن گفت: جن موجودی مستور است که هر انسانی نمیتواند آنرا تسخیر کند، تنها پیامبران و انسانهای بسیار برگزیده از این قدرت برخوردارند در غیر اینصورت تسخیر دوطرفه شده و مدعی تسخیر جن، به جنون میرسد.
حجت الاسلام مهدی رستم نژاد قرآن پژوه و عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی العالمیه در رابطه با تعریف قرآن از جن گفت: در قرآن از ماهیت جن سخنی به میان نیامده کما اینکه درباره ماهیت انسان نیز سخنی مطرح نشده است. در قرآن از نظر ماهیتی این مسئله مطرح شده که جن از آتش، انسان از خاک، ابلیس از آتش و فرشتگان از نور هستند.
حجت الاسلام مهدی رستم نژاد قرآن پژوه و عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی العالمیه در رابطه با تعریف قرآن از جن گفت: در قرآن از ماهیت جن سخنی به میان نیامده کما اینکه درباره ماهیت انسان نیز سخنی مطرح نشده است. در قرآن از نظر ماهیتی این مسئله مطرح شده که جن از آتش، انسان از خاک، ابلیس از آتش و فرشتگان از نور هستند.
نویسنده: sohrab تاریخ: ۱۰-اسفند-۱۳۹۰ ۱۴:۰۰ (29 )
*آيا دوران كودكي جن ها را ديده بودي يا از چيزي مي ترسيدي ؟
**من در كودكي نه جن ديدم و نه از چيزي مي ترسيدم ، من حتي در تاريكي براي گربه قبلي ام غذا مي بردم حتي از تاريكي هم نمي ترسيدم .
*نظر پدر و مادرت در مورد جن ها چيست ؟
**من پدر ندارم و مادرم هم از آنها نمي ترسد ، بلكه از آنها بدش مي آيد و مدام به آنها نفرين مي كند كه در آن موقع آنها من را اذيت مي كنند .
*گربه را از كجا پيدا كردي و چند سال آن را داري ؟
**يك گربه ماده 3 سال پيش آمد در بالكن خونه ما و گربه ام را به دنيا آورد . جالب اين جا بود كه گربه ها هميشه 5 الي 6 بچه به دنيا مي آورند ، ولي اين گربه مادر همين يك گربه را به دنيا آورد . و بعد از دو روز ديگه مادر گربه ام نيامد .
*چه جوري به اين گربه انس گرفتي ؟
**چون مادر گربه نيامد من به مراقبت از او پرداختم . او تا حدي به من انس گرفته بود كه بعضي مواقع احساس مي كردم به من مي گويد ، مامان! تمام رفتارهايش مانند يك انسان بود . گربه ام حتي من را مي بوسيد .
*گربه نر بود يا ماده ؟
**من اسمش را نيلو گذاشته بودم ولي بعد از مردنش دامپزشكي كه برده بوديم ، جنسيت او را نر اعلام كرد .
**من در كودكي نه جن ديدم و نه از چيزي مي ترسيدم ، من حتي در تاريكي براي گربه قبلي ام غذا مي بردم حتي از تاريكي هم نمي ترسيدم .
*نظر پدر و مادرت در مورد جن ها چيست ؟
**من پدر ندارم و مادرم هم از آنها نمي ترسد ، بلكه از آنها بدش مي آيد و مدام به آنها نفرين مي كند كه در آن موقع آنها من را اذيت مي كنند .
*گربه را از كجا پيدا كردي و چند سال آن را داري ؟
**يك گربه ماده 3 سال پيش آمد در بالكن خونه ما و گربه ام را به دنيا آورد . جالب اين جا بود كه گربه ها هميشه 5 الي 6 بچه به دنيا مي آورند ، ولي اين گربه مادر همين يك گربه را به دنيا آورد . و بعد از دو روز ديگه مادر گربه ام نيامد .
*چه جوري به اين گربه انس گرفتي ؟
**چون مادر گربه نيامد من به مراقبت از او پرداختم . او تا حدي به من انس گرفته بود كه بعضي مواقع احساس مي كردم به من مي گويد ، مامان! تمام رفتارهايش مانند يك انسان بود . گربه ام حتي من را مي بوسيد .
*گربه نر بود يا ماده ؟
**من اسمش را نيلو گذاشته بودم ولي بعد از مردنش دامپزشكي كه برده بوديم ، جنسيت او را نر اعلام كرد .
نویسنده: sohrab تاریخ: ۰۲-اسفند-۱۳۹۰ ۱۳:۳۰ (76 )
انسان که از این دنیا میرود، به عالم دیگری به نام برزخ وارد میشود و در آنجا هست تا وقتیکه در صور دمیده شود و مردم از قبرها بیرون آیند، در آن وقت به عالم قیامت وارد میشوند. برزخ به معنای فاصله است ، فاصله بین دو خشکی یا دو آب یا دو چیز دیگر را برزخ گویند و چون عالمی که انسان پس از مردن در آنجا بسر میبرد، فاصله ایست بین عالم دنیا و قیامت ، آنرا عالم برزخ گویند. برای آنکه خصوصیات عالم برزخ قدری روشن شود، باید توضیح بیشتری در این باره داده شود.
نویسنده: sohrab تاریخ: ۲۹-بهمن-۱۳۹۰ ۲۳:۵۰ (119 )
در حدود 50-60 سال پيش در روستاي دور باش از توابع شهرستان تكاب ، پيرمردي بنام «ميرزا محرم» كه از عاشقان و تعزيه گزاران امام حسين (ع) بود زندگي مي كرد . او صداي بسيار زيبا و دلنشين داشت كه در سن 50 سالگي همسرش به رحمت خدا مي رود و تنها مي ماند .
ميرزا محرم كه عموي پدر بزرگ ما بود در خانه بابابزرگ ما زندگي مي كرد . او بعد از رحلت زنش ادعا مي كند كه زني از اجنه بنام حنانه عاشق او شده است ، اما هيچ كس حرف او را باور نمي كند تا اينكه حوادث عجيب و غريبي در روستا اتفاق مي افتد .
ميرزا محرم كه عموي پدر بزرگ ما بود در خانه بابابزرگ ما زندگي مي كرد . او بعد از رحلت زنش ادعا مي كند كه زني از اجنه بنام حنانه عاشق او شده است ، اما هيچ كس حرف او را باور نمي كند تا اينكه حوادث عجيب و غريبي در روستا اتفاق مي افتد .
نویسنده: sohrab تاریخ: ۲۲-بهمن-۱۳۹۰ ۱۳:۴۰ (43 )
درجایی که قراراست ارواح رابخوانیدبایدکاملاساکت باشدبه نحویی که هیچ جنبنده ایی تکان نخورد حتی صدای نفسهایتان رابایدکنترل کنید.ارواح برای ظاهرشدن احتیاج به سکوت دارند.سعی کنیداتاقی راانتخاب کنیدکه اولاروبه هیچ پنجره ی آفتاب گیرنباشد واگردرورودی آن روبه قبله قرارداشته باشدخیلی بهترنتیجه خواهیدگرفت. قبل ازهرچیزاطمینان حاصل کنیدکه هیچ کس اطراف شمانیست حتی اگرغیرازاحضار کننده انسانی دیگروجودداشته باشدتلاش شمابی نتیجه خواهدمانند،حتی صدای زنگ در خانه وهمچنین تلفن وهرچیزدیگرکه باعث قطع ارتباط ذهنی شما می شود خاموش کنید.
نویسنده: sohrab تاریخ: ۲۲-بهمن-۱۳۹۰ ۱۳:۲۰ (44 )
زن جوان وقتی پس از ماهها آزار واذیت توسط جن ها ناچارشد تن به خواسته های آنها بدهد با چشمانی اشکبار در دادگاه کرج حاضر شد. این زن و شوهر جوان پس از چند سال زندگی برای اینکه زن جوان از شکنجه های و آزار واذیت جن ها نجات یابد طلاق گرفت . ۲۱ تیر ماه سال ۸۳ زن وشوهر جوانی در شعبه ۱۷ دادگاه خانواده کرج حاضر شدند و درخواست شان را برای طلاق توافقی به قاضی اکبر طالبی اعلام کردند . شوهر ۳۳ ساله این زن به قاضی گفت : من وهمسرم از اول زندگی مان تا حالا با هم هیچ مشکلی نداشتیم ولی حالا با وجود داشتن دو دختر ۱۰ و۲ ساله به خاطر مشکلاتی که همسرم به آن مبتلا شده است ناچار شده ایم که از هم جدا شویم.
نویسنده: sohrab تاریخ: ۲۲-بهمن-۱۳۹۰ ۱۳:۱۰ (33 )
تالیف حضرت حجته السلام والمسلمین حاج شیخ ابوعلی خداکرمی
ماجرایی واقعی درباره ی ازدواج جن با انسان نقل شده که از این قرار است:
ماجرایی در تاریخ ۱۳۵۹ شمسی مطابق با ۱۹۸۰ میلادی ماه آوریل بوقوع پیوست، که اهالی کشور مصر به شهرهای نزدیک و روستا های مجا ور را به خود معطوف داشت ، و آنرا نویسنده معروف ، استاد اسماعیل ، در کتاب خود به نام ((انسان و اشباح جن)) چنین می نویسد:
ماجرایی واقعی درباره ی ازدواج جن با انسان نقل شده که از این قرار است:
ماجرایی در تاریخ ۱۳۵۹ شمسی مطابق با ۱۹۸۰ میلادی ماه آوریل بوقوع پیوست، که اهالی کشور مصر به شهرهای نزدیک و روستا های مجا ور را به خود معطوف داشت ، و آنرا نویسنده معروف ، استاد اسماعیل ، در کتاب خود به نام ((انسان و اشباح جن)) چنین می نویسد:



امروز: 1
ديروز: 0
كل اعضا: 22
مهمان : 5
عضو : 0
بوت : 0
مجموع: 5



